با بهار بیا
تا باور کنم؛
نوروز عید است..

 

 

[ ۹۴/۰۱/۰۱ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

در اﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮﺍﻡ


ﺩﺭ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﯿﺎ


ﮐﻪ ﮔﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ ...

 

[ ۹۳/۱۲/۲۷ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

آخرین بار که دیدمت
هنوز زنده بودم

 

 

[ ۹۳/۱۲/۲۷ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را

گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند.

 

 

[ ۹۳/۱۲/۲۳ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﺳﺖ . ﻓﻘﻂ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﺭﻣﺎﻥ
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﻤﻪ ﻫﺎ ﻧﻤﻲ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۲۰ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

آدم گاهی آنقدر تنها می‌ شود 
و با خودش حرف می‌ زند که تبدیل می‌ شود به دو نفر...

[ ۹۳/۱۲/۰۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

ما خیـــــلی به هم می آمدیم

که ...
آن مـــرد ، آمـــد !

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

ریل‌ها هم به‌هم برسند؛
من هنوز از ایستگاه نرفته‌ام وُ
تو هنوز پیاده نشده‌ای

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

بین ما،
همه چیز تمام شده است.
غیر از یک چیز،
که من هــنوز، دوســـتت دارم...

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

تو اگر می‌دانستی
که چه زخمی دارد، كه چه دردی دارد،
خنــــــجر از دست عزیزان خوردن.
از من خسته نمی‌پرسيدی
آه! اي مَــرد،
چرا تنهايی؟!

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

عشق، آن است كه اگر تو در سفر باشى،
من نماز را شكسته بخوانم...!

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

هميشه بر آنم تا دل كسي را نشكنم
اما
وقتي به خودم نگاه مي كنم
تكه تكه ام !!!!

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

از تقدير گريزي نيست
جنگيدم
سخت جنگيدم
براي بدست آوردنت
اما چه سود
وقتي خودت
دلت با ديگري است
بازنده هميشه "منم"

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

صد سال هم که بگذرد
آنقدر دوستت دارم
که رویای با تو بودن پر پرم می‌‌کند

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

در یک مهمانی
یک خیابان
یا حتی یک مغازه،
چرا بر حسب اتفاق هم
ما جایی به هم بر نمی خوریم؟!!

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

بیا تقسیم وظایف کنیم
تمام درد هایت
خستگی هایت
غم هایت
هر چه که تو را آزار می دهد
مال من ، کار من
تو
فقط
نرو باش بمان ...

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

مادرم میگوید

خودت را هم بُکُشی ردّ این غم ِمشکوک

پشت ِشیطنتهای دائمی نگاهت گم نمی شود . . .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

نســـل مـــن

نسلــی اســت کـــه غــرق در معشوقــه هــای خیالــی پیــر میشــود . .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

این شب ها که گذشت و نبودى

دعا کردم :

یکی بهتر از من بیاید و دلت خوش شود به خنده اش !

ملالت سبک شود

اما دروغ چرا ؟!

هیچ کدامش "آمین" نداشت . . .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

آنکه می رود فقط می رود

ولی آنکه می ماند درد می کشد

غصه می خورد

بغض می کند

اشک می ریزد

و تمام اینها روحش را به آتش می کشد

و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت

آرام آرام خاکستر می شود

آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه . . .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ، نه

برای اینکه نگذارم بیایند . . .

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

فقط یک لحظه

هر کسی که هستی ، هر جا که هستی با هر اعتقادی

فقط یک لحظه چشمات رو ببند و با تمام وجودت بگو :

به امید سلامتی همه ی مریض ها . . .

مریضم

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

زمان چيز عجيبست

ميدود

جلو ميرود

و دوست داشتنى ترين آدم هاى زندگيت را يا كهنه ميكند يا عوض

بعضى ها يا تغيير ميكنند يا حقيقت درونشان مشخص ميشود

زمان دير يا زود به تو ثابت خواهد كرد كه كدامشان ماندنى اند و كدامشان رفتنى

من دعا ميكنم زمان بگذرد و دنيا پر شود از آدم هاى واقعى

آدم هاى كه نه زمان آنها را عوض كند نه زمين . . .

 

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

شده تا نيمه ي شب در بزني ، وا نکنند؟

يا دري را شده با سر بزني ، وا نکنند؟!

پشت در ، بيد بلرزي و به جايي برسي

که تهِ فاجعه پرپر بزني ، وا نکنند؟!

روي يک پله ، درِ خانه‌ي بي‌فرجامي

بتپي، قلب کبوتر بزني ، وا نکنند؟!

تو بداني که يکي هست که بي‌طاقت توست

باز تا طاقت آخر بزني ، وا نکنند؟!

خنده‌اي کردم و گفتم : دل من! گريه نکن

تو اگر صد شب ديگر بزني ، وا نکنند!

اين در بسته ، عزيز دل من! بسته به توست

شده باور کني و در بزني ، وا نکنند؟!

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

 

سلامتی خودم که شکستم ...

 

 

[ ۹۳/۱۲/۰۴ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

 

با هم دوست بمانيد...
عشق همه چيز را خراب خواهد كرد....

 

 

[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

فاحشه ....
گریه نکن ....
فاحشه خجالت نکش ....
تو را عاشقانه دوست دارم....
به جای تمام هرزه هایی که .....
قول دادند هم نفسم باشند ولی نفس نفس میزدند در آغوش دیگری

 

 

[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

گفتن اش آسان است و
درك اش سخت...!
" من با تو خاطراتي دارم
كه خودت
ازش
بي خبري" !

 

 

[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

درد دارد
وقتي ساعت‌ها مي‌نشيني
به حرف هايي که هيچ وقت قرار نيست بگويي،
فکر مي‌کني...

 

[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]

اینکه

بعضی وقتا باخودم حرف میزنم

زیاد عجیب نیست

اما

اینکه گاهی وسطاش میخندم

،

یا هق هق میکنم یکم نگرانم کرده .....

 

 

[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ امــیـر ] [ ]