ساعت 6:30 دقیقه صبح هست

 

نمیدونم چرا وقتی چشمام را میبندم

فقط اینو میبینم که یکی داره دستش را میگیره خوابم نمیبره

 

 

+ تاريخ 93/05/07ساعت نويسنده امــیـر |

همین چند روز پیش


فکر کردم


می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم،


از همین چند روز پیش


هیچ‌کس


شبیه تو نیست..

 

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

کوتاه بیا!


عمرم به نیامدنت


قد نمی دهد...

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

وصیت کرده‌ام


قلبم را


به کسی شبیه خودم بدهند،


می‌خواهم بعد از مرگ هم


عاشقت بمانم...

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

هر صبح


کسی از خواب بیدار می شوم


که عاشق توست..

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

از خانه ای که نساختیم


ویرانه ای باقیست،


که دیوار ندارد که عکس تو را...


دنبال خودت نگرد!


تو با منی


زیر آوار..

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

گریه کار ِ کمی ست

برای توصیف ِ رفتنت

دارم به رفتار ِ پُرشکوهی

شبیه مرگ

فکر می کنم

+ تاريخ 93/05/06ساعت نويسنده امــیـر |

 

 چه تولد بدی  داشتم

 

دیگه نه مثل  قبل ارزویی دارم

 

نه مثل قبل امیدی

 

همه کسانی که میشناختم

 

دورم زدند

+ تاريخ 93/05/04ساعت نويسنده امــیـر |

بیا باز فریب بخوریم


تو فریب حرف‌های مرا و


من فریب نگاه تو را...


مگر زندگی چه می‌خواهد به ما بدهد

 

که تو از من چشم برداری و

 

...من نگویم


که دوستت دارم

 

+ تاريخ 93/05/03ساعت نويسنده امــیـر |

وقتی خاکم میکنید...


دوپاکت سیگار،درون قبرم بگذارید...


.شب اول قبر بحثم باخدا طولانی خواهدشد !!!

 

+ تاريخ 93/05/02ساعت نويسنده امــیـر |

هرگز هیچ حسرتی در دنیا


این چنین یکجا جمع نمی شود


که در این سه واژه ی کوتاه :



" او دوستم ندارد! "

 

+ تاريخ 93/05/02ساعت نويسنده امــیـر |

از ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : چه کسی ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ؟

 

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: "ﻋﺸﻘﻢ" ﺭﺍ...


ﮔﻔﺘﻨﺪ : "ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ : "ﻋﺸﻘﯽ" ﻧﺪﺍﺭﻡ !!

 

ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ "ﻋﺸﻘﺖ" ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟

 

ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمیکنم...


دور نمیزنم.... وعده سر خرمن نمیدهم...دروغ نمیگویم..خیانت

نمیکنم....

و ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ، ﺗﻨﻬﺎﯾﺶ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﻡ، ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻤﺶ...


ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ..


برایش فداکاری خواهم کرد..ناراحت و نگرانش نمیکنم...غمخوارش

میشوم...

ﮔﻔﺘﻨﺪ : ولی ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...، ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ..، اﮔﺮ

ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﺮﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩ..اگر ترکت کرد ﭼﻪ...؟

 

اشک بر چشمانش حلقه زد و ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ

"ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ" ﻧﻤﯿﺸﺪم.

+ تاريخ 93/05/02ساعت نويسنده امــیـر |

همه صدایـــــم می زننــــد


تا از خواب بیـــدار شـــوم ،


بی آنکه بدانند


از آن شبــــی که رفته ای


هنـــوز صبح نشده اســــتـــــ

 

+ تاريخ 93/05/01ساعت نويسنده امــیـر |

من به دنبال "تویی" می گشت


بــــــرای "مـــا" شدن


دریغ که بازی را


" او " بُـــــرد..

 

+ تاريخ 93/05/01ساعت نويسنده امــیـر |
به تو دروغ های جذاب نمی گویم برای فتح تنت !

تنت مال غیر ،

غمت مال من ...
 
+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

دلم گرفته


درست مثل لک لکی


که بال‌هایش را برای کوچ امتحان می‌کند

 

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

سالي که بر من و تو گذشت


فقط ٣٦٥ روز نبود


جمعه‌ها را بايد دو روز حساب کرد!

 

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

بازنده منم


که در را باز می‌گذارم


شاید که باز گردی

 

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

گزارش سازمان هواشناسی،


هرچه می‌خواهد باشد



پس از تو


هوا


پس است!

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

ای کاش می فهمیدی


وقتی یه مرد برات گریه می کنه


یـعنــی از هـمـه چـیـزش بـرات گـذشـتـه !

 

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

امروز روزه اَم باطل شُد


حَواسَم نبود دوستَم نداری


غُصه نبودَنت را خوردم ..

 

+ تاريخ 93/04/28ساعت نويسنده امــیـر |

دلتنگی٬


رودخانه‌ای ست


که به هیچ دریایی نمی‌ریزد...

 

+ تاريخ 93/04/27ساعت نويسنده امــیـر |

منتظرم...


شبیه یک آهنگِ غمگین قدیمی


در آرشیو رادیو !


"زنـگ بزن"


بگو که می خواهی مرا بشنوی....

+ تاريخ 93/04/27ساعت نويسنده امــیـر |

من انسانی قوی هستم


اما گهگاهی دلم می خواهد


کسی دستم را بگیرد و


بگوید:


همه چیز درست خواهد شد...

 

+ تاريخ 93/04/27ساعت نويسنده امــیـر |

خدایا

خدایا خجالت میکشم

 

تو این شب عزیز  از خودم خجالت میکشم چیزهایی را که میخوام را

 

بهت بگم

 

+ تاريخ 93/04/25ساعت نويسنده امــیـر |

بعضی ها برای تفریح به کافه میروند


بعضی ها برای پیدا کردن ِ یک دوست


بعضی ها برای ملاقات با عشق ِخود !


بعضی ها برای اثبات ِ تنهایی شان


و


بعضی ها برای اینکه نشان دهند چقدر از "خودآزاری" لذت میبرند !



دقیقا مثل ِ خودم . . .

+ تاريخ 93/04/22ساعت نويسنده امــیـر |

با "مَــن" نمی توان بازی کرد !

بیشتر از آن چه فکر کنی, تنها بوده ام,

بیشتر از آن چه فکر کنی, قوی بوده ام,

بیشتر از آن چه فکر کنی, "زندگی نکردم" !

در آخر, دوست دارم بدانی :

من ,گریه که میکنم, "سبک" می شوم, اما "خالی" نمی شوم . . .

+ تاريخ 93/04/22ساعت نويسنده امــیـر |
"تـنـهـایـی" مـرا "بـزرگ" کرد ; قــبـــول !

امـا,

اگــر از ایـــن بـزرگـتـر شــوم ,خـواهـــم مُـــــرد . . .
+ تاريخ 93/04/22ساعت نويسنده امــیـر |

خواب دیدم آمده‌ای!


نیا


می‌خواهم بیدار نشوم

+ تاريخ 93/04/22ساعت نويسنده امــیـر |

مهم نیست که ؛


به تو می رسَم یا نه

 


مهم، منَ‌م


که با خیالِ تو ؛


خوشم!

+ تاريخ 93/04/22ساعت نويسنده امــیـر |